به گزارش پایگاه خبری اخبار بناب، اختراع «سازه چادری هشدار دهنده محافظ زلزله مبتنی بر مکانیزم چاشنی خور بادی با قابلیت نصب و جایگذاری دلخواه» توسط مخترع بنابی به ثبت رسید.
بنا به گفته مخترع جوان بنابی، هدف از این اختراع ایجاد فضایی ایمن برای نجات افراد داخل ساختمان ها می باشد؛ به طوریکه استفاده از این سازه چادری در حوزه تجهیزات ایمنی، باعث کاهش صدمات و تلفات افراد در داخل ساختمان ها، برج ها می شود.
برای ساخت سازه چادری هشدار دهنده محافظ زلزله به بدنه ی اصلی چادر ( پوشش کامپوزیتی از جنس پلی استر + pvc با پوشش سطحی سیلیکون ) تیغه های مقاوم از جنس پلی کربنات متصل می گردند؛ سپس سنسور هشدار دهنده زلزله کوئیک آلارم در چادر تعبیه می گردد؛ و در نهایت از مکانیزم چاشنی خور بادی که با فشار هوا کار خود را انجام می دهد، استفاده می گردد؛ به طوریکه چادر برای اینکه بتواند به بیرون باز شود، نیاز به یک نیروی محرکه دارد، که با استفاده از ابزار چاشنی بادی تامین می گردد.
سازه چادری حاضر این قابلیت را دارد که علاوه بر فراهم کردن فضای ایمن برای ساکنین ساختمان ها، با هشدار دادن، امداد گران را از موقعیت مکانی آگاه سازد.
به گزارش پایگاه خبری اخبار بناب، به نقل از خبرگزاری ایمنا، در بیانیه نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران نزد دفتر سازمان ملل متحد آمده است: «جمهوری اسلامی ایران نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و نتیجه ادعایی آن را اقدامی آشکارا سیاسی و کاملاً تهی از نگرانی واقعی برای حقوق بشر میداند و آن را رد میکند.
بانیان این اقدام هرگز بهطور صادقانه نگران حقوق مردم ایران نبودهاند وگرنه تحریمهای غیرانسانی را تحمیل نمیکردند که بهطور جدی حقوق بنیادین را نقض میکند و جنگ تجاوزکارانه رژیم اسرائیل را که از آن با عنوان «کار کثیف» یاد شده و بیش از ۵ هزار ایرانی را کشته و مجروح کرده است، نادیده نمیگرفتند.
ایران دارای سازوکارهای ملیِ پاسخگوییِ قوی، مستقل و کارآمد است و از این رو هرگونه بهانه برای مداخلهجویی بیرونیِ سیاسیشده را رد میکند. بر اساس دستور رئیسجمهور پزشکیان، تحقیقات جامع برای شناسایی ریشههای تحولات اخیر در جریان است.
همه پروندههای بازداشتشدگان با عدالت، انصاف و رأفت رسیدگی خواهد شد. حقوق شهروندان ایرانی صرفاً از طریق روندهای حقوقیِ مستقل و مبتنی بر حاکمیت ملی تضمین میشود. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در پایان نشست ویژه روز جمعه، در اقدامی سیاسی، شتابزده و نسنجیده قطعنامه پیشنهادی ایسلند، آلمان، مقدونیه شمالی، جمهوری مولداوی و انگلیس درباره ایران را تصویب کرد.»
به گزارش پایگاه خبری اخبار بناب به نقل از حوزه دفاعی خبرگزاری تسنیم، سرلشکر عبداللهی فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء در واکنش به تهدید اخیر رئیس جمهور آمریکا مبنی بر حمله و تعرض به جمهوری اسلامی ایران، اظهار داشت: با قاطعیت تأکید میشود که آمریکا بهخوبی از تبعات هرگونه خطای محاسباتی خود آگاه است؛ هر نوع تعرض به خاک، امنیت و منافع ملت ایران، بیدرنگ و در گام نخست، تمامی منافع، پایگاهها و مراکز نفوذ آمریکا را به اهداف مشروع، قطعی و در دسترس نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تبدیل خواهد کرد.
سرلشکر عبداللهی ادامه داد: قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران، واقعی، فعال و غیرقابل خدشه است؛ قدرت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با پشتوانه قاطع مردم، قدرتی برخاسته از ایمان، اراده ملی و توان بومی که نهتنها در محاسبات راهبردی دشمن اخلال ایجاد کرده، بلکه بارها در میدان عمل نیز بهصورت عینی و انکارناپذیر به اثبات رسیده و دشمنان این ملت به ویژه آمریکا بهخوبی از پیامدهای آن آگاه میباشند.
فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص) تاکید کرد: حماقت راهبردی آمریکا و رژیم صهیونی در حمایت آشکار از فتنهها، آشوبها و اقدامات تروریستی اخیر علیه ملت ایران و پاسخ قاطع، هوشمندانه و دشمنشکن مردم در قیام عظیم 22 دیماه، سندی روشن از شکست کامل پروژههای خصمانه و هشداری جدی و ماندگار برای طراحان و حامیان این توطئههاست.
وی گفت: امروز تهدیدات و اظهارات بیپایه و اساس رئیسجمهور آمریکا، نهتنها با محکومیت گسترده در جهان اسلام مواجه شده، بلکه در داخل ایالات متحده آمریکا و حتی در کنگره آن کشور نیز با اعتراض و انتقاد جدی روبروست؛ واقعیتی که بهروشنی از انزوای فزاینده و افول سیاستهای خصمانه، ماجراجویانه و شکستخورده آمریکا حکایت دارد.
سرلشکر عبداللهی تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران بارها و بهصراحت نشان داده است که هرگز آغازگر جنگ نبوده و نخواهد بود؛ اما در برابر هرگونه تجاوز، تهدید، تعرض و هر اقدام خصمانه علیه امنیت و منافع ملت ایران، پاسخی سریع، قاطع، سخت و پشیمانکننده خواهد داد.
فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص) با بیان اینکه دوران «بزنودررو» برای همیشه به پایان رسیده است، خاطرنشان کرد: پاسخ جمهوری اسلامی ایران، بسیار سریعتر، دقیقتر و ویران کنندهتر از آن خواهد بود که آمریکا و رژیم صهیونی حتی تصور آنرا داشته باشند.
سرلشکر عبداللهی: پاسخ ایران به هر تعرض، ویرانگر خواهد بود
به گزارش از پایگاه خبری اخبار بناب،یگان حفاظت محیط زیست شهرستان در گشت کنترلی روز چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ به ۴ نفر صیاد غیر مجاز که با پهن کردن تور اقدام به زنده گیری پرندگان وحشی از نوع سهره می نمودند برخورد و از ادامه ارتکاب جرم آنها ممانعت و ادوات کار وصید شامل ۳ عدد تور ۳ عدد قفس مخصوص و ۱۲ قطعه پرنده صید شده از گونه سهره طلایی کشف و پرونده مقدماتی به مرجع قضایی تحویل گردید. پس از اخذ دستور قضایی پرندگان مکشوفه در زیستگاه طبیعی رها سازی شد.
زنده گیری سهره طلایی بدون داشتن پروانه به استناد قانون شکار و صید جرم محسوب و مشمول پیگرد قانونی میباشد.
با توجه به روش نامتعارف صیادان غیر مجاز در زنده گیری سهره طلایی و با در نظر داشتن شرایط سخت حاکم بر زیستگاه ها و حیات وحش منطقه این نوع تخلفات میتواند منجر به صدمه جبران ناپذیری به زادآوری و ادامه بقاء نسل این گونه باارزش شود و لذا یگان حفاظت محیط زیست برابر قانون با متخلفان بدون مماشات برخورد و روند قضایی را تا حصول نتیجه پیگیری مینماید.
به گزارش پایگاه خبری اخبار بناب، سرهنگ “فرامرز باباياری” در تشريح جزئيات اين خبر گفت: با اشراف اطلاعاتي پليس مبارزه با قاچاق کالا و ارز شهرستان و کسب خبری مبنی بر نگهداری خوراک دام و طيور قاچاق در انبار يک واحد توليدی در حاشيه شهر، ماموران بررسی موضوع را در دستور کار قرار دادند.
وی ادامه داد: ماموران با انجام اقدامات فنی و پليسی با اخذ دستور مقام قضائی و با دعوت از نمايندگان ادارات مربوطه، به محل مورد نظر اعزام و در بازرسی از آن مقدار ۴۰تن خوراک دام و طيور قاچاق را کشف کردند.
فرمانده انتظامی شهرستان بناب با اشاره به اينکه کارشناسان ارزش کالای کشف شده را ۲۰ميليارد ريال برآورد کردند افزود: ضمن پلمب انبار ياد شده در اين راستا يک نفر متهم نيز شناسايی و با تشکيل پرونده برای سير مراحل قانونی به مرجع قضائی معرفی شد.
سرهنگ “باباياری” در پايان با تاکيد بر برخورد قاطعانه پليس با قاچاق کالا خاطر نشان کرد، پديده شوم قاچاق کالا زمينه ساز نابسامانی اقتصادی در جامعه می باشد و مقابله با آن از اولويت های اصلی پليس به شمار می رود.
با وجود آنکه کارفرمایان بخش اعظمی از هزینههای خود را متوجه دستمزد نیروی کار میدانند، کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی معتقدند که دستمزد در قیمتتمام شده تولید سهم پایینی دارد و بیشترین هزینهای که متوجه بنگاههای اقتصادی است، عوارض و مالیاتها، هزینه بالای تامین مواد اولیه و کمبود نقدینگی است.
به گزارش پایگاه خبری اخبار بناب، و به نقل از ایسنا، یکی از موضوعات مهم و اثرگذار در بازار کار، تعیین حداقل دستمزد است. این اقدام در راستای حمایت از نیروهای کار و حفظ قدرت خرید و افزایش رفاه شاغلین در بازار کار صورت میگیرد ولی ماهیت اصلی این مساله بیشتر به دلیل تاثیر اجتماعی و اقتصادی آن است.
در حال حاضر عوامل مختلفی از جمله «دستمزد» قیمت تمام شده کالا و خدمات را تعیین میکند. در این باره دیدگاههای مختلفی در خصوص سهم دستمزد در قیمت تمام شده وجود دارد که به اعتقاد گروه کارگری، کمتر از ۷ درصد و گروه کارفرمایی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد است و البته از نگاه کارشناسان بازار و فعالان کارگری سهم دستمزد در قیمت تمام شده تولید بین ۹ تا ۱۳ درصد است.
بیش از ۹۰ درصد هزینه قیمت تمام شده کالا را هزینههای جانبی و مواد اولیه، عوارض و مالیات تشکیل میدهد.
سمیه گلپور – رئیس کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران – در گفتوگو با ایسنا، معتقد است: بیش از ۹۰ درصد هزینه قیمت تمام شده کالا را هزینههای جانبی و مواد اولیه، عوارض و مالیات تشکیل میدهد که توسط تولیدکننده یا کارفرما پرداخت میشود از این رو دستمزد سهم ناچیزی دارد ولی سهم دستمزد و هزینه حقوق کارگر در فرایند قیمت تمام شده کالا حدود ۳ تا ۷ درصد است.
وی میگوید: در دیگر کشورها ۷۰ درصد هزینه تمام شده محصول دستمزد نیروی کار است و کارفرما مشکلی در بحث تامین مواد اولیه ندارد، اما در کشور ما مواد اولیه به دلایل مختلف از جمله تحریمهای خارجی و حذف ارز ترجیحی و معیوب بودن یا استهلاک دستگاهها با هزینه بالایی تامین می شود و همین امر روی قیمت نهایی محصول اثرگذار است.
به گفته این مقام مسئول کارگری افزایش دستمزد کارگران موجب افزایش تورم نمیشود و در تمام دنیا ثابت شده که اگر مزد افزایش پیدا کند قدرت خرید بالا میرود و امکان خرید محصولات به وجود میآید در نتیجه کالای با کیفیت تولید میشود و موجب تعدیل قیمتها و کاهش تورم میشود.
از نگاه کارشناسان و فعالان کارگری هزینه دستمزد در بخشهای مختلف اقتصاد متفاوت است و بین ۹ تا ۱۳ درصد میشود.
علی اصلانی – کارشناس حوزه کار – در این باره میگوید: در بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات سهم دستمزد در قیمت تمام شده متفاوت است مثلا در بخش کشاورزی این رقم شاید ۸ تا ۹ درصد باشد، ولی در بنگاههای بزرگ دستمزد سهم بالایی ندارد.
در واحدهای تولیدی و کارخانههای بزرگ سهم دستمزد کم است زیرا عمدتا با ماشینها و دستگاههای پیشرفته کار میکنند و دستمزد هزینه زیادی ندارد.
وی در توضیح بیشتر افزود: در واحدهای تولیدی و کارخانههای بزرگ سهم دستمزد کم است زیرا عمدتا با ماشینها و دستگاههای مکانیسه و پیشرفته کار میکنند و بسیاری از تولیدات توسط ماشینهای بزرگ تولید میشود به همین دلیل دستمزد خیلی هزینه ندارد، ولی در کارگاهها و واحدهای کوچک سهم دستمزد بیشتر است.
پیش از این نوح منوری – استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران – در همایش تخصصی تنظیم روابط کار، سهم دستمزد در هزینه بنگاهها را متفاوت اعلام کرده و گفته بود: در واحدهای تولیدی بزرگ یا نوآور،این سهم ناچیز است و افزایش به راحتی به قیمت محصول منتقل میشود، ولی در بنگاههای خدماتی با حاشیه سودکم، تأثیر بیشتری دارد.
وی معتقد است که آمار خط فقر، سبد معیشت و فاصله فزاینده دستمزد با هزینههای زندگی واضح است، اما تمرکز صرف روی درصد افزایش، بنبست ایجاد میکند و استدلالهایی مانند تورمزا بودن دستمزد یا نابودی کسبوکارها را تقویت میکند.
در حال حاضر قیمت تمام شده محصول به معنی هزینههای مستقیم ایجاد محصول توسط یک بنگاه اقتصادی و شامل هزینه مواد مصرفی و هزینه نیروی کار است. به طور کلی بهای تمام شده به هزینههایی گفته میشود که مستقیماً برای تولید کالا یا ارائه خدمات صرف میشوند.این هزینهها شامل مواد اولیه، دستمزد نیروی کار و هزینههای سربار تولید است و این شاخص برای محاسبه سود ناخالص و تحلیل مالی کسبوکارها بسیار مهم است.
به نقل از ایسنا، با وجود آنکه کارفرمایان بخش اعظمی از هزینههای خود را متوجه دستمزد نیروی کار میدانند تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که دستمزد در قیمتتمام شده تولید و کالای کارفرما سهم پایینی دارد و بیشترین هزینه کارفرمایان را عوارض و مالیات، کمبود نقدینگی و هزینه تامین مواد اولیه شامل میشود.
به گزارش پایگاه خبری اخبار بناب؛ آیت الله سید باقر سیدی در خطبههای آئین عبادی سیاسی جمعه این هفته شهرستان بناب اظهار کرد: آمریکا تمام راه ها را بر علیه انقلاب اسلامی آزمود اما سرش به سنگ خورد و در نهایت طبق گفته مسئولان ارشد آمریکا داعش را بوجود آورد و برای تأمین امنیت خود در خاورمیانه ۷ تریلیون دلار هزینه کرده و با گردآوری ۱۱۰۰ گروه تروریستی از ۸۰ کشور جهان با هدف فتح سوریه، عراق و سپس ایران روانه منطقه کرد.
وی افزود: نه تنها جمهوری اسلامی ایران بلکه کل منطقه مدیون سردار بزرگ حاج قاسم سلیمانی است، برای اینکه داعش اعلام کرده بود که شیعیان، مسیحیان و سایر اقوام رحم نخواهد کرد و این سردار سلیمانی بود که آنها را زمینگیر و تمام زحمات و هزینه های آنها را بر باد داد.
خطیب جمعه بناب با بیان اینکه امروز وظیفه ما ادامه راه شهدایی است که جان خود را برای حفظ نظام و استمرار حاکمیت دینی و مبارزه با کجفهمی دینی بویژه جریان وهابیت و داعش فدا کردند، تصریح کرد: دشمن در طول ۴۷ سال هر بلایی را که میتوانست بر سر کشور ما آورده، اما نتوانست پشت این ملت و این انقالب را خالی بکند و به منویات شوم خود برسد. محاصره اقتصادی، تکنولوژی، دارویی، مسدود کردن دارایی ایران در خارج از کشور، دو بار حمله نظامی، حمله به تأسیسات هستهای، ترور فرماندهان، ترور دانشمندان هستهای، فشار حداکثری، استفاده از نهادهای بینالمللی مثل آژانس هستهای، سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل؛ همه اینها را به کار گرفت اما از هیچکدام نتیجه نگرفت.
عضو خبرگان رهبری با اشاره به اینکه دشمن از فشار نظامی ناکام مانده و امروز به جنگ نرم و رسانه ای روی آورده تا دلها و ذهنها را تسخیر کند، گفت: در مقابل جبهه انقلاب باید آرایش تبلیغاتی خود را بر اساس هدف دشمن تنظیم کند؛ با تبیین معارف اسلامی شیعی و انقلابی نه تنها دفاع نماید بلکه به نقاط ضعف دشمن نیز هجوم بیاورد. لذا مقام معظم رهبری نیز در این خصوص هشدار داده اند.
رئیس شورای فرهنگ عمومی شهرستان بناب تأکید کرد: دشمن میکوشد با بزرگنمایی مشکلات و پنهان سازی پیشرفتها، تصویر ملتی خسته و شکست خورده ارائه دهد، در حالی که به تصریح رهبر انقلاب، جمهوری اسلامی با وجود همه چالشها در مسیر پیشرفت واقعی و عمیق قرار دارد و نسل جوان امروز از نظر دینی و آگاهی اجتماعی از بسیاری از دوره ها جلوتر است.
آیت الله سیدی خاطرنشان کرد: جنگ واقعی امروز جنگ اقتصادی است، دشمن ما را متوجه جنگ نظامی می کند تا از این جنگ غفلت کنیم؛ در این جنگ اقتصادی دولتمردان و مسئولان باید سریعا واردمیدان شوند، به این مسئله فکر کنند؛ سیاست های کلی نظام در بخش اقتصاد مدتهاست توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شده و این دولت است که با قدرت تمام آن را عملیاتی کند.
امام جمعه بناب با اشاره به اینکه همه ما دغدغه ها و مشکلاتی در کشور داریم که باید توجه شده و اینها دیده شوند؛ گفت: اعتراض حق همه ماست و این اعتراض یعنی اهمیت به سرنوشت خود و آینده جامعه بوده و این بسیار ارزشمند است، اما وقتی فضای اعتراض به سمت اغتشاش و خشونت کشیده شود، اولین قربانی صدای حق طلبانه مردم است.
دشمن اعتراض به مشکلات اقتصادی را به اغتشاش تبدیل میکند
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
به گزارش پایگاه خبری اخبار بناببه نقل از سایت رهبری؛ خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، مردم شریف و مؤمن و انقلابی قم. در اینکه روز نوزدهم دی یک برگ جدانشدنی از کتابِ قطورِ تاریخِ افتخاراتِ ایران است، شکّی نیست؛ یک روز افتخارآمیز است برای همهی تاریخ. درست است که نهضت از نوزدهم دی آغاز نشد؛ نهضت اسلامی از پانزده سال قبل از نوزدهم دی، به رهبری امام عزیزمان آغاز شد. در مدّت این پانزده سال، بیانات امام، حکمت امام، سخنرانیهای امام ــ که پیدرپی، در طول زمان، به ذهنیّت جامعهی ما سرازیر میشد ــ همچنین [طرح] اندیشهی اندیشهورزان اسلامی ما در مناطق مختلف کشور با جوانها، در مساجد، در مراکز گوناگون، اینها همه به معارف نهضت قوام بخشید. این درست است؛ یعنی مباحث نظری نهضت اسلامی، در طول پانزده سال، روزبهروز در ذهن مردم قوام بیشتری پیدا کرد لکن برای اینکه این گنجینه و ذخیرهی فکری و نظری به یک تحرّک اجتماعی تبدیل بشود، یک حادثهی مهم و مؤثّر لازم بود. فکرها در ذهنها بود، افکار و معارف نهضت و مبانی نهضت در دلهای جمع کثیری از مردم ــ نمیگویم همهی مردم، امّا در دل جمع کثیری از مردم ــ رسوب کرده بود و با مبانی نهضت آشنا بودند امّا این نهضت باید تحقّق پیدا میکرد، باید به فعلیّت میرسید و آن مفاهیم ذهنی باید تبدیل میشد به یک واقعیّت عینی، به یک حرکت. برای این کار، یک جرقّهای لازم بود؛ مثل اینکه فرض بفرمایید یک مجموعهی عظیمی باروت در سرتاسر کشور وجود دارد، باید اینها مشتعل بشود؛ حادثهی قم این نقش را ایفا کرد، نوزدهم دی این نقش را ایفا کرد،آن ذهنیّتها را تبدیل کرد به حرکت. البتّه حادثهی قم جرقّه نبود، صاعقه بود که از آسمان با ارادهی الهی فرود آمد. حادثهی قم بظاهر یک حادثهای بود که در یک روز، دو روز، سه روز انجام گرفت و تمام شد، امّا باطن قضیّه این نبود. حادثهی قم، به دنبال خود، این جریان را به راه انداخت؛ آمد تبریز، آمد شهرهای دیگر، آمد سرتاسر کشور و ناگهان کشور مشتعل شد؛ کار حادثهی قم این بود.
اینکه میگویم «صاعقه بود»، دلیلش این است که در طول کمتر از حدود یک سال بعد از نوزدهم دی، در دیماه سال بعد، سلطنت از ایران بکلّی ازاله شد. وقتی این ازالهی حکومت پهلوی به وقوع پیوست ــ که یک حکومتی بود که هم وابسته بود، هم فاسد بود، هم ضعیف بود، هم ظالم بود؛ بدترینِ حکومتها؛ یعنی شاید واقعاً حکومتی بدتر از حکومت پهلوی در این اواخر در دنیا ما سراغ نداریم ــ وقتی اینجور اتّفاقی افتاد، آن وقت زمینه آماده شد برای اینکه یک حکومت مردمی و اسلامی به وجود بیاید؛ همان چیزی که وعدهی آن را امام بزرگوار ما داده بود. در بیانات امام، اشاراتی به این وجود داشت که به جای حکومت فاسد، حکومت مردمی بیاید؛ به جای دیکتاتور، مردم حاکمیّت پیدا کنند؛ به جای وابستگی به آمریکا و به صهیونیسم و به همهی اراذل و اوباش عالم سیاست، یک حکومت مستقل و سربلندی سر کار بیاید. [با حادثهی قم،] زمینه برای این کار آماده شد.
این نکته را هم من بگویم که حادثهی کوبندهی قم را در واقع سیاستهای غلط خود رژیم پهلوی تسبیب کرد و مسبّب شد؛ خودشان زمینهی زوال خودشان را فراهم کردند؛ خودشان خودشان را بدبخت کردند؛ چطور؟ با خطای محاسبات، با محاسبات غلط، با خطای محاسباتی؛ این خطر بزرگی است برای همهی دولتها. امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است؛ امروز آمریکا غلط میفهمد مسائل را، محاسبهاش اشتباه و غلط است. آن روز هم، هم آمریکا که پشتیبان رژیم پهلوی بود، هم پهلوی، خطای محاسباتی داشتند، اشتباه میفهمیدند. تقریباً ده روز قبل از حادثهی نوزدهم دی، فقط ده روز قبل از این حادثه، رئیسجمهور آمریکا در تهران،(۱) در جشن ژانویهی دربار پهلوی یک نطقی کرد؛ سرش گرم بود؛ با انواع مُسکرات و مانند اینها سرش گرم بود. در آن نطق گفت: «ایران جزیرهی ثبات است». ده روز بعد قضیّهی قم اتّفاق افتاد؛ این نشان میدهد که اینها ایران را نمیشناختند. گفت: «ایران جزیرهی ثبات است»؛ از شاه تعریف کرد، تمجید کرد، گفت ایران اینجوری است، ده روز بعد قضیّهی قم اتّفاق افتاد. ایران را نمیشناختند، هنوز هم نمیشناسند؛ دشمنان ما، ایران را نشناختند و غلط برنامهریزی کردند، امروز هم نمیشناسند و غلط برنامهریزی میکنند؛ آن روز بر اثر برنامهریزی غلط شکست خوردند، امروز هم آمریکا بر اثر برنامهریزیهای غلطِ خود شکست خواهد خورد.
خب، اینها حقایق تاریخی است؛ این مطالبی که عرض کردم تحلیل نیست، اینها واقعیّتهایی است که هر کسی مسائل کشور را در آن دوره ــ که اغلب شما جوانها آن دوره را ندیدهاید ــ مطالعه کند برایش روشن میشود؛ اینها حقایق تاریخی است. خب، حالا از این حقایق تاریخی باید ما درس بگیریم. حقایق تاریخی قصّه که نیست ــ از قصّه هم باید درس گرفت ــ [امّا] باید درس بگیریم. این درس را من در چند جمله عرض میکنم: آن روز، ملّت ایران نه توپ داشت، نه تانک داشت، نه موشک داشت، سلاح سخت نداشت، امکاناتی نداشت امّا پیروز شد؛ چرا؟ در حالی که طرف مقابل، هم توپ داشت، هم تانک داشت؛ تانکش را به خیابان آورد، آتش کرد امّا مغلوب شد. ملّت ایران پیروز شد، بدون اینکه سلاح سخت در اختیار داشته باشد؛ او مغلوب شد در حالی که سلاح سخت داشت؛ چرا؟ علّت این است که بله ملّت ایران سلاح سخت نداشت امّا سلاح نرم داشت؛ سلاح نرم در همهی میدانها تعیینکنندهتر است. سلاح نرم ملّت ایران چه بود؟ سلاح نرم ملّت ایران غیرت دینی بود، غیرت ایمانی بود، احساس مسئولیّت و وظیفهای بود که امام بزرگوار به او محوّل کرده بود و از آنها خواسته بود. امام حتّی از علما و مراجع بزرگ هم مسئولیّت خواست، فریاد زد: «ای نجفِ ساکت، ای قمِ ساکت»!(۲) مسئولیّت میخواست، مردم [هم] این مسئولیّت را بر دوش خودشان احساس میکردند. سلاح نرم ملّت ایران عشق به ایران بود، عشق به کشورشان بود. میدیدند که مأمور آمریکایی، مزدور آمریکایی، در داخل کشور حکمرانی میکند، کمااینکه متأسّفانه امروز در بعضی از کشورها، مأمور آمریکایی دستور میدهد: «این کار را بکنید، این کار را نکنید، این را بگذارید، این را نصب کنید، این را عزل کنید»! آن روز ایران اینجوری بود، این را مردم میفهمیدند، میدیدند. البتّه همهی مردم در مجموعهی سیاسی بالا قرار نداشتند امّا خبرها به مردم میرسید، میفهمیدند. آن روز مردم، خیانت کارگزاران ایرانی به وطنشان را ــ که در واقع کارگزاران آمریکایی بودند؛ ایرانی بودند، امّا برای آمریکا کار میکردند؛ ایرانی بودند، امّا برای رژیم صهیون کار میکردند ــ میدیدند، میفهمیدند، عصبانی میشدند، خشمگین میشدند، این در دلهایشان متراکم میشد. وقتی که نهضت شروع شد، این خشمِ متراکم ظهور کرد، بُروز کرد، خودش را نشان داد. این سلاحِ معنوی بود، سلاحِ نرم بود. عمدهی سلاحِ معنویِ مردم، ایمانِ آنها به اسلام بود. میدیدند که دستگاه علناً و پیدرپی علیه اسلام موضع میگیرد: تاریخ هجری را عوض کردند، مفاهیم اسلامی را تغییر دادند، کتابهای مدارس را غیر اسلامی کردند، مفاهیم غیر اسلامی را ترویج کردند؛ اینها را مردم میدیدند؛ اینها را افراد آگاه و هوشیار متوجّه میشدند و به مردم منتقل میکردند. این سلاحِ معنوی بود؛ این سلاح معنوی، در مقابله و مواجههی با سلاح سخت، با توپ و تانک، بر آن سلاح پیروز شد.
خب، اینها مربوط به گذشته است. من میخواهم عرض بکنم که امروز ملّت ایران مجهّزتر و مسلّحتر از آن روز است؛ امروز، هم سلاح معنویمان از آن روز قویتر و مجهّزتر و آمادهتر است، هم سلاح سخت و ظاهری و مادّی متعارفمان قابل مقایسهی با آن روز نیست.
وقتی که صحبت از درگیری و مقابلهی با دشمنان صریح جمهوری اسلامی میشود، بعضیها ایراد میکنند که «آقا! چرا همیشه میگویید دشمنی، همیشه میگویید مبارزه؟» اینها غفلت میکنند، توجّه ندارند. این مبارزه را آنها شروع کردند، آمریکا شروع کرد، دشمنان وابستهی به آمریکا شروع کردند؛ چرا شروع کردند؟ آمریکا چرا از ایرانِ جمهوری اسلامی اینجور منزجر و ناراحت است؛ چرا؟ علّتش واضح است؛ برای خاطر اینکه ثروتهای این کشور، همهی منابع مالی این کشور، در اختیار آمریکا بود، جمهوری اسلامی آمد آن را از اینها گرفت. امروز میبینید در آمریکای لاتین یک کشور(۳) را محاصره میکنند، اقداماتی میکنند، خجالت هم نمیکشند، صریحاً میگویند برای نفت است و ما این کار را برای نفت میکنیم! [اینجا هم] برای نفت بود؛ نفت ایران، معادن ایران، مزارع ایران. این دشتهای وسیع قزوین، دشتهای پُربار نزدیک تهران، دست صهیونیستها بود و بتدریج داشتند توسعه میدادند. در منطقهی خراسان ما، یک منطقهی بسیار وسیعی بین مشهد و قوچان را داشتند آماده میکردند که به بهائیها بدهند، به عوامل صهیونیست و عوامل آمریکا بدهند. دستشان همه جا باز بود. جمهوری اسلامی آمد دست اینها را قطع کرد؛ خب معلوم است، دشمن میشوند.
از روز اوّل هم دشمنی کردهاند و جمهوری اسلامی با اینها مقابله کرده، تا امروز هم دشمنی ادامه دارد. به فضل الهی، روزبهروز جمهوری اسلامی قویتر شده. آنها اقدام کردند و شکست خوردند در از بین رفتن جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی بحمدالله امروز سربلند، قوی، قدرتمند و آبرومند در دنیا است، بر خلاف خواستهی آنها. بحث این است. در این چهل و چند سال، هر کاری توانستند کردند؛ یعنی هیچ جور عمل خصمانهای که ممکن بوده نسبت به یک مملکت انجام بگیرد، نبوده که انجام نگیرد؛ حملهی نظامی کردند، حملهی امنیّتی کردند، تحریم اقتصادی کردند، حملههای فرهنگی کردند، آدمهای مزدور فرستادند، بعضی از افراد ضعیفالنّفس را با پول در اینجا مزدورِ خودشان کردند؛ در این سالها همهی این کارها را کردهاند و شکست خوردهاند، به جایی نرسیدهاند. امروز بحمدالله ایران به برکت جمهوری اسلامی [قدرتمند است]؛ چون جمهوری اسلامی حاکم است؛ اگر حکومتِ لیبرالدموکراسی بود، حکومتِ سلطنتی بود، از حکومتهای وابستهی به این و آن بود، اینجور نمیشد. این اسلام است، نظام مردمی است، نظام اسلامی است، یعنی جمهوری اسلامی است که توانسته است ایران را در علم، در فنّاوری، در هنر و ادبیّات، در سیاستهای بینالملل، در بسیاری موارد دیگر به پیشرفتهای بزرگی برساند. بعضیها ــ البتّه غالباً خارجیها شروع میکنند، بعد هم یک عدّهای متأسّفانه در داخل از آنها تبعیّت میکنند، تعقیب میکنند ــ میگویند ایران منزوی است؛ ابداً! ایران، دولت ایران، جمهوری اسلامی ایران منزوی نیست. اینها خودشان را فریب میدهند؛ ایران منزوی نیست. ایرانِ امروز، به عنوان یک کشور مستقل و شجاع و دارای آینده در دنیا مطرح است. خیلی از این فعّالیّتها را جوانهای ما کردند.
من راجع به جوان ایرانی یک جملهی کوتاهی عرض بکنم. البتّه همهی جوانها مثل هم نیستند، همهی مردم مثل هم نیستند؛ بهتر، بالاتر، پایینتر، کمتربهتر، داریم؛ در بین جوانها، در بین پیرها، در بین مردم، در بین روحانیّت، در بین دانشجویان و غیره، همه جور داریم امّا در مجموع که حساب میکنیم، جوان ایرانی بر خلاف دروغگوییهای دشمن، یکی از مهمترین امتیازات ایران است؛ یکی از مهمترین امتیازات ما جوانهایمانند. در مواجههی با حوادث، امتیازاتی نیاز است؛ امروز از مهمترین امتیازات، جوانهای ما هستند. دشمن میخواهد جوان ایرانی را بد معرّفی کند؛ میخواهد بگوید جوان ایرانی از لحاظ سیاسی منحرف است، وابستهی به غرب است؛ جوان ایرانی از لحاظ دینی منحرف است، به دین پشت کرده؛ میخواهد بگوید جوان ایرانی از لحاظ اخلاقی لاابالی است، فاسد است؛ از لحاظ روحی ضعیف است؛ اینها را دشمن میخواهد بگوید. آنچه آنها دربارهی ایرانیان و عمدتاً جوانها میگویند و ترویج میکنند و در تحلیلهایشان میآورند، اینها است؛ این تصویر صد درصد غلط است؛ اینجوری نیست. جوان ایرانی همان کسی است که در جنگ سلحشور است؛ وقتی جنگ میشود سینه سپر میکند. در درگیریهای مختلف، [از این] جوانهایی که به جبهه اعزام نمیشدند ــ چه در دههی ۶۰ [یعنی] در جنگ تحمیلی هشتساله، چه در این جنگ،(۴) چه در دفاع از حرم ــ چقدر بودند که میآمدند گریه میکردند، اشک میریختند، درخواست میکردند که ما را بفرستید، میخواهیم جهاد کنیم؛ این سلحشوری است. [جوانها] آمادهاند؛ پس این تصویر صد درصد غلط است. من حالا دو سه نمونه از وضعیّت جوانهایمان را عرض کنم: جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشنبین است، دشمنشناس است، آمریکا را میشناسد؛ یک روزی بود که اینجور نبود. در امور دینی دارای تقیّد است؛ اعتکاف مال جوانها است، راهپیماییهای بیستودوّم بهمن و روز قدس، در ماه رمضان با دهان روزه مال جوانها است؛ عمده اینها هستند، اینها هستند که برنامهریزی میکنند. جشنهای خیابانی برای نیمهی شعبان، برای ولادت امیرالمؤمنین و امام حسین (علیه السّلام) که این چند سال اخیر باب شده، مال جوانها است، جوانها این کارها را میکنند. جشنها و عزاهای مذهبی سرشار از جوانها است. تشییع شهدا با دستاندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند. ماهوارههایی که آن روز گفتم(۵) در یک روز سه ماهواره میفرستیم،(۶) این را جوانها میفرستند. تحقیقات دقیق علمی را در زمینهی هستهای، در زمینهی سلّولهای بنیادی، در زمینهی نانو، در زمینهی دارو و غیر اینها، جوانها انجام میدهند؛ جوانهای ما اینها هستند. جوان مؤمن ما، چه در دانشگاه، چه در حوزهی علمیّه، چه در غیر اینها، این خصوصیّات را دارد، واقعاً اینجوری است؛ هم حاضر است در جایی که لازم است ازخودگذشتگی کند، هم آماده است آنجایی که لازم است تحقیق و تدقیق کند، آنجایی که لازم است درس بخواند، آنجایی که لازم است در میدان سیاسی حضور پیدا کند؛ جوان ما این[جور] است.
بله، کسانی هم هستند که کارشان تخریب است. دیشب در تهران، در بعضی جاهای دیگر، یک مشت تخریبگر آمدند ساختمان متعلّق به کشور خودشان را خراب کردند ــ مثلاً فرض کنید در فلان ساختمان، یک دیواری را خراب کردند ــ برای اینکه دل رئیسجمهور آمریکا(۷) خوش باشد؛ چون او یک حرف بیربطی گفته که اگر چنانچه دولت ایران چنین کند، من میآیم طرف شما را ــ طرف این اغتشاشگرها و افراد مضر برای کشور را ــ میگیرم، اینها هم دلشان به او خوش است! او اگر میتواند، کشور خودش را اداره کند؛ در کشور خودش حوادث گوناگونی وجود دارد. دست او به خون بیش از هزار ایرانی آلوده است. در جنگ دوازدهروزه، هزار و اندی از هممیهنان ما ــ غیر از سرداران و دانشمندان و بزرگان ــ از آحاد مردم به شهادت رسیدند؛ این شخص گفت که من دستور دادم، من در جنگ فرماندهی کردم! پس اعتراف کرد که دستش به خون ایرانیها آلوده است. آن وقت میگوید من طرفدار ملّت ایرانم، یک مشت آدم بیتجربه و بیتوجّه و فکرنکرده هم باور میکنند و قبول میکنند و طبق میل او عمل میکنند، سطل آشغال آتش میزنند، برای اینکه او خوشش بیاید. همه بدانند: جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل کسانی که تخریبگرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد، مزدوری بیگانگان را تحمّل نمیکند. شما هر کسی میخواهی باش؛ مزدور بیگانه که شدی، برای بیگانه که کار کردی، ملّت تو را مردود میداند، نظام اسلامی هم تو را مردود میداند؛ این مربوط به اینها. آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همهی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.
جوانهای عزیز! دینتان را، فکر سیاسیتان را، حضورتان را، آمادگیهایتان را، جدّیّتتان در امر پیشرفت کشور را حفظ کنید، وحدتتان را حفظ کنید. وحدت را حفظ کنید؛ ملّتِ یکپارچه بر هر دشمنی فائق میآید.(۸) خداوند انشاءالله شماها را حفظ کند، این آمادگیهایتان را هم حفظ کند. انشاءالله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همهی مردم ایران رواج بدهد.
به گزارش پایگاه خبری اخبار بناب، با عبور اقتصاد ایران از مرحله حذف ارز ترجیحی، بازار ارز وارد فازی تازه شده است؛ فازی که ثبات آن کمتر از هر زمان دیگری به عدد و نرخ وابسته است و بیشتر از همیشه به کیفیت مدیریت و پیوستگی سیاستها گره خورده است.
به نقل از خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، آنچه در هفتههای اخیر در بازار دیده میشود، بیش از آنکه نتیجه کمبود واقعی ارز باشد، بازتاب فضای انتظاری، نااطمینانی و تردیدی است که فعالان اقتصادی نسبت به مسیر پیشِروی سیاستگذار دارند، در چنین شرایطی، نقش بانک مرکزی دیگر صرفاً به مداخلههای مقطعی محدود نمیشود و به تنظیمگری هوشمندانه بازار ارتقا پیدا میکند،
همین رویکرد را میتوان در نخستین پیامهای سیاستی پس از تغییر مدیریت بانک مرکزی و بازگشت عبدالناصر همتی مشاهده کرد؛ جایی که تأکید اصلی نه بر اعلام نرخهای جدید، بلکه بر ایجاد نظم، انسجام و بازسازی اعتماد بازار قرار گرفت.
تجربه سالهای گذشته بهخوبی نشان داده است بازار ارز ایران شاید در کوتاهمدت به اعداد واکنش نشان دهد، اما در بلندمدت از تصمیمهای متناقض و سیگنالهای ناپایدار ضربه میخورد، از همین رو، تثبیت رفتار سیاستی و ارسال پیام روشن درباره چارچوب سیاست ارزی، نخستین و ضروریترین گام برای کنترل نوسانات است.
در بعد اجرایی نیز بانک مرکزی ناگزیر است بهسمت تعمیق واقعی بازار ارز حرکت کند. افزایش عرضه ارز اگر صرفاً در قالب تزریقهای مقطعی و واکنشی باشد، تنها اثر کوتاهمدت خواهد داشت؛ اما تبدیل عرضه ارز به یک جریان پایدار و قابل پیشبینی، میتواند بازار را از فضای شرطبندی روی کمبود خارج کند، در این مسیر، نقش صادرکنندگان و تسهیل بازگشت ارز صادراتی حیاتی است؛ مسیری که باید با مشوقهای عملی، کاهش هزینههای مبادله و پرهیز از بخشنامههای ناگهانی همراه شود.
همزمان، ساماندهی تقاضای خرد یکی دیگر از نقاط کلیدی مدیریت بازار بهشمار میرود. تجربه سالهای گذشته بارها ثابت کرده است هر زمان نیازهای ارزی مردم به کانالهای غیررسمی سوق داده شده، التهاب بازار تشدید شده است.
فعالسازی مؤثر صرافیها، تعریف شفاف نقش صرافی ملی و ایجاد دسترسی ساده، قانونی و در دسترس برای مردم، میتواند بخش قابلتوجهی از تقاضای هیجانی را از بازار غیررسمی دور کند و فشار روانی را کاهش دهد؛ اقدامی که در رویکرد جدید بانک مرکزی نیز نشانههای آن دیده میشود.
کنار این اقدامات، استفاده از ابزارهای مکمل و حرفهای ارزی میتواند بار مدیریت بازار را از دوش بازار نقدی بردارد. توسعه اوراق و صندوقهای ارزی، علاوه بر آنکه امکان پوشش ریسک را برای فعالان اقتصادی فراهم میکند، به بانک مرکزی این امکان را میدهد که با دامنه وسیعتری از ابزارها، انتظارات بازار را مدیریت کند. این ابزارها در صورتی که بهصورت منظم، شفاف و قابل فهم برای بازار عرضه شوند، میتوانند به لنگر ثبات در فضای انتظاری تبدیل شوند.
با این حال، کارشناسان تأکید دارند که هیچیک از این سیاستها بدون همراهی جدی سیاست مالی به نتیجه نخواهد رسید. تا زمانی که کسری بودجه از مسیرهای تورمزا جبران شود، ثبات در بازار ارز شکننده باقی میماند. هماهنگی عملی میان سیاستهای مالی دولت و سیاستهای پولی بانک مرکزی، شرط لازم برای موفقیت هر برنامه ارزی است و میتواند اثرگذاری اقدامات بانک مرکزی را دوچندان کند؛ موضوعی که در این مقطع، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
کنار همه اینها، مدیریت پیام و نحوه اطلاعرسانی نیز نقشی تعیینکننده در آرامسازی بازار دارد. شفافگویی درباره اهداف و محدودیتها، پرهیز از وعدههای غیرواقعی و ثبات در مواضع رسمی، میتواند از شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه جلوگیری کند. بازار ارز بیش از هر چیز به صداقت و ثبات پیام واکنش مثبت نشان میدهد، نه به شعارهای کوتاهمدت.
جمعبندی شرایط فعلی نشان میدهد بازار ارز پس از پایان یک دوره رانتی، نیازمند نظمی تازه است؛ نظمی که بر شفافیت، ابزارهای حرفهای و ثبات رفتاری استوار باشد. اگر این مسیر با دقت و تداوم دنبال شود، میتوان امیدوار بود که هزینههای کوتاهمدت اصلاح، به کاهش نااطمینانی و ثبات نسبی بازار منجر شود.
در چنین شرایطی، پایان رانت ارزی نه نقطه تنش، بلکه آغاز مسیری قابل اتکاتر برای اقتصاد کشور خواهد بود؛ مسیری که میتواند بهنفع بازار و در نهایت بهنفع معیشت مردم تمام شود.
آزمون همتی در بازار ارز؛ ثبات با عدد میآید یا با اعتماد؟